نیمیم زآب وگل
شکر خدا که مسجد و محراب شهر هم ...

امروزمصلی (همان نمایشگاه کتاب )بودم.اذان بود آهنگ هم. مناره داشت کامپیوترهم .عمامه داشت کروات هم.قرآن داشت کتاب لاتین هم.گیوه داشت کفش پاشنه بلند هم.بوی گلاب و ادوکلون بدجور غوغا می کرد.

چند شب پیش بازی فوتبال چلسی و لیورپول بود.بازی بود جنگ هم.دعوا بر سر یک توپ بود و چند میلیون دلار ناقابل.فقط کافی بود یک چیز گرد ازمرز یک مکعب مستطیل آهنی  به اسم دروازه رد شود تا تکلیف میلیونها دلار روشن شود.میلیونها نفر خوشحال وبرعکس میلیونها نفرناراحت شوند.چهره مورینیو مربی چلسی دیدنی بود.مثل یک فرمانده جنگی!!شاید اگرتفنگ داشت..                                                   بازی ..اسمش بازی بود ولی جنگ بود.قبلا بچه ها یا گاهی آدم بزرگها برای اینکه بیکاریشون یه جوری بگذره فوتبال بازی می کردند.الان بچه ها رو از دبستان استعداد یابی می کنند تا درآینده بازیکن که نه ....جنگجوهای خوبی بشن.آره به همین خاطره که فوتبال ما پیشرفت نمی کنه !چون جدیش نمی گیریم فکر می کنیم هنوز یه بازیه!!

ولی سالهاست دنیا عوض شده هیچ کاری باز ی نیست.همه چیز جدی شده.فقط اسمش تغییر نکرده .باید ازمصلی هم پول درآورد!باید بازی فوتبال رو هم جدی گرفت حرف میلیونها دلار سرمایه در میونه. نقش جهان خیلی قشنگه چون ارزش توریستی داره.

علم خیلی خوبه ولی اگر مدرکش رو نداشته باشی عالم نمی شی!باید تمام دوران مدرسه بچه ی  درسخون وسربه راهی باشی..باید درسهایی که فقط به اندازه یک شب امتحان یادت می مونه یاد بگیری...باید تست بزنی تا پزشکی قبول شی..باید هزاران صفحه کتاب خارجکی رو حفظ کنی ..باید تخصص مغزقبول شی و درآخر وفتی مدرکتو گرفتی حتی اگرمثل یکی ازاساتید نامدار دانشگاه تهران فکرکنی..اسکندربعد ازاسلام زندگی میکرده!!! باز هم استاد فلانی دانشمند خواهی ماند!!چون مدرکشو داری!

بدون اینکه اسم چیزی را عوض کنیم اصلشو عوض می کنیم.ازدین می خواهیم کاردنیامان را روبه راه کند ...ازبازیکن میخواهیم به خاطر یک بازی کودکانه بجنگد..وازعالم هم انتظار علم نداریم فقط مدرکش کافی ست !

فیلم ماتریکس را دیده اید؟ گاهی فکرمی کنم :شاید ماچیزی جز یک برنامه ی کامپیوتری نیستیم!!اگر نه!!پس چطور می شود این طور مارا فریب داد؟.اگر اینهمه سلول مغزی واقعا مال ماست چرا به هیچ دردی نمی خورد؟یک روز با ما کاری می کنند که ازشدت مسلمانی رگ های گردنمان بیرون بزند..چندی بعد طوری می چرخانندمان که درمصلی پشتک بزنیم!.!بازی را به جنگ تبدیل می کنند وعلم را به مدرک!!وشاید خدا را به انرژی!!.

شاید هم حق با آنهاست.می بینید حتی من هم که این حرفها را می زنم باورم شده که این نمایش جدی ست!!

 

     شکرخدا که مسجد ومحراب شهر هم              یکباره  پوست کنده بگویم : دکان شدند

.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - رضاالف
رضاالف