نیمیم زآب وگل
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد

باید به کاری که می کنید اعتقاد داشته باشید.                                                                                   نباید کاری را بکنید که به آن اعتقاد ندارید.

آیا به این دوجمله اعتقاد دارید؟ آیا به اعتقاد داشتن اعتقاد دارید؟شاید سوال احمقانه ای باشد ولی نیست!سالهابزرگترین مشکل من این بود ه وهست که چرا باید کارهایی را انجام دهم که به آن اعتقادی ندارم؟ چرا نمی توانم برای همه کارهایی که انجام می دهم دلیل قانع کننده ای بیاورم؟                                    این مشکل اغلب محدود به مسائلی است  که اسم اعتقاد را روی آنها می گذاریم .مثلا وقتی درس می خوانید تا نمره قبولی بگیرید لازم نیست به درس خواندن اعتقاد داشته باشیدولی برای اینکه نماز بخوانید همه می گویند اول باید مطمئن شد که خدایی هست!شاید ازحرفی که می خواهم بزنم تعجب کنید ولی خواهش می کنم تا آخرحرفم رابشنوید وبعد قضاوت کنید.

من میگویم برای انجام اعمال دینی (اعتقادی)  بر خلاف تصورما نیازنیست  به آن کاراعتقاد داشته باشیم بلکه مهم این است که نسبت به آن کاراحساس نیازکنیم.همانطورکه  ناخودآگاه همه مااینگونه رفتارمی کنیم.

رفتارهای اعتقادی ما نمی تواند از عرفیات ما وعادات ما جدا باشد درواقع اغلب ما برای آن چیزی که به آن عادت کرده ایم یک عقیده می تراشیم حالا می خواهد آن عقیده رنگ وبوی مذهبی داشته باشد یا ضدمذهبی !ا

یک عادت یا رفتار خواه مذهبی باشد یا ضدمذهبی ریشه درهزاران سال تاریخ انسان دارد.                وقتی ازشما بپرسند چرا وقتی به کسی می رسید لبهایتان را برگونه او گذاشته وصدای نامربوطی تولیدمیکنید(ماچ)ومثلا چرا به جای این کارمثل سرخپوستها زبانتان را برای خوش آمدگویی درنمی آورید.؟خیلی راحت جواب می دهید خوب بخاطراین که رسم است .ولی اگرازشما بپرسند چرا نمازمی خوانید یا چرا نمی خوانید ساعتها که نه سالها وقرنها می توانید برای کارخود دلیل بیاورید درواقع همیشه خودتان راملزم میدانید که به این پرسش باجدیت پاسخ دهید چه درمورد نمازخواندن وچه درمورد نمازنخواندن.ولی هیچ کس حاضر نیست بگوید نمازمی خوانم چون آن رادوست دارم یا نمی خوانم چون آن رادوست ندارم بلکه همه می گویید چون اعتقاد دارم یا چون اعتقاد ندارم.مثال دیگری میزنم :

لابد شما هم مثل دیگران از یک نوع موسیقی بیشترخوشتان می آید. مثلا من ازصدای شهرام ناظری خوشم می آید وعلیرضا ازآن متنفر است.آیا علتش این است  که من به صدای شهرام ناظری اعتقاد دارم یا علیرضا اعتقاد ندارد؟ اوخوشش نمی آید ومن خوشم می آید و هیچ یک ازما هم نمی توانیم با استدلال دیگر ی را در دوست داشتن یا نداشتن این صدا قانع کنیم.

آیا شما یی که قرمه سبزی را دوست دارید به این خاطراست که به آن اعتقاد دارید؟وافعیت این است که اغلب دلیلی برای دوست داشتن چیزهایی که دوستشان داریم نداریم.دوست داریم چون دوست داریم دوست نداریم چون دوست نداریم.یا مثلا وقتی عاشق می شوید هیچ دلیلی برای انتخابتان ندارید هرچه می گردید می بینید معشوقتان واقعا فرق عمده ای با دیگران ندارد ولی اورا بیش از دیگران دوست دارید.آیا شما به معشوقتان اعتقاد دارید؟

باید قبول کنیم که کارهای ما ازجنس اعتقاداتمان نیست. مهمترین برهان هم همین است که نمی شود اعتقادات کسی را عوض کرد مگرآن که به آن معتقد نباشد.تا به حال چند نفر آدم عاقل دیده اید که دین پدریشان را عوض کنند؟ تا به حال فکرکرده اید مسیحی شوید؟.شاید بگویید فکرکافرشدن کرده ام ولی آیا واقعا کافرشده اید اگرهم به اصطلاح کافر شده اید چقدربه خاطر کافرشدن تغییر کرده اید؟شاید قبلا نماز می خواندید ودیگر نمی خوانید چون به نماز  دیگر اعتقادی ندارید ولی آیامشکلتان با نماز خواندن یا نخواندن حل شده است؟ .

یعنی از اینکه دقیقا به اعتقادتان عمل می کنید راضی هستید.اگر من بادلایل منطقی برای شما اثبات کنم که خوردن قرمه سبزی هیچ دلیل منطقی ندارد دیگر قرمه سبزی نمی خورید؟ به نظرمن برای مسلمان بودن وحتی نا مسلمان بودن نیازی به دلیل نیست.اغلب چیزها یی که ما اسم آنها را اعتقادات می گذاریم ریشه در امیال وعلایق وعرفیات و تاریخ وخانواده ما دارند نه  می توان وافعا آنها را تغییر داد ونه  لازم است که از واقعی بودن آنها  مطمئن  شد.مثلا اگر کسی اثبات کند که نماز در اسلام وجود نداشته شمایی  که نماز خوان هستید دیگر نماز نمی خوانید؟

دیگر پر حرفی کردم ببخشید.

      من بودم  و دوش  آن بت   بنده نواز                وز من همه لابه بود وازوی همه ناز  

      شب رفت وحدیث ما به پایان نرسید                شب را چه  گنه  قصه ما  بود  دراز

                                                                                                                    ابوسعید ابو الخیر

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٥ - رضاالف
رضاالف