نیمیم زآب وگل
عادت می کنيم

عادت میکنیم!

تابه حال به این فکر کردید به چه کارهایی عادت کرده اید؟                                                              نمازخواندن ـ غیبت کردن ـ حمام رفتن ـ سیگا رکشیدن ـ تعارف کردن ـ ..                                          

خیلی از اوقات بسته به اینکه چه کاره باشیم به چیزهایی عادت می کنیم که برای آنهایی که عادت ندارند خیلی خوب یا خیلی بد است.

مثلا برای یک پزشک نجات جان یک بیمار همان قدر عادی وعادت است که مردن یک بیمار به علت سرطان! درحالی که برای افراد غیرپزشک اولی یک آرزو و دومی نوعی  بی رحمی است .

برای یک سیاستمدار دروغ گفتن به مردم همان قدرعاد ی است که نجات یک کشوراز بلوا !در حالی که برای مردم عادی یکی قهرمان ودیگری  خائنی پست است.

همه می گویند باید به کارهای خوب عادت کنیم مثل راست گفتن ـ مهربان بودن ـ نماز خواندن و

باز می گویند  نباید به کارهای بدعادت کرد مثل دروغ گفتن ـ غیبت کردن - 

ولی همه ما معمولا همان کاری را می کنیم  که به آن عادت داریم   چه خوب چه بد.و وقتی عادت می کنیم یعنی اراده ای درانجام آن نداریم.ولی برا ی خوب بودن عادات بدمان دلیل می تراشیم وعادات  بد  دیگران را سرزنش می کنیم  چون به کاری که آنها می کنند عادت نداریم.

ازکنار پیرزنی گدا بی تفاوت رد می شویم چون هرروزگدا می بینیم.حتی مدتی است به دیدن روی زیبا هم عادت کرده ایم به خوردن غذ اها ی خوشمزه هم عادت کرده ایم کم کم همه چیز از اراده ما خارج می شود زیرا همه کاربرای ما عادت شده است .همه کارمیکنیم ولی نمیدانیم چرا؟ ازکودکی به این وضعیت عادت کرده ایم .مدرسه میرویم چون همه می روند .ازدواج میکنیم چون همه همین کار را می کنند.

همه ما بی تقصیریم چون ترک عادت موجب مرض است.و ای کاش  میشد به چیزی عادت نکرد وگفت:

هی مترسک کلاه را بردار

ما کلاغان دگرعقاب شدیم

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٥ - رضاالف
رضاالف