بابای معلوم الاثر....

....

ای پیش پرواز کبوتر های زخمی
بابای مفقودالاثر، بابای زخمی

تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی

توی کتابم هر چه بابا آب می داد
مادر نشانم عکس توی قاب می داد

اینجا کنار قاب عکست جان سپردم
از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم

من بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!
خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!

یک بار هم از گیرودار قاب رد شو
از سیم های خاردار قاب رد شو

برگرد تنها یک بغل بابای من باش
ها ! یک بغل برگرد تنها جای من باش

شاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکی
جا مانده ای در ماجرای بی پلاکی

عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است

ای دست هایت آرزوی دست هایم
ناز و ادایم مانده روی دستهایم

تنها تلاشش انتظار است و سکوت است
پروانه ای که توی تار عنکبوت است

امشب عروسی می کنم جای تو خالی
پای قباله جای امضای تو خالی

ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
یک بار هم بابای معلوم الاثر باش

                                                                            عظیم زارع

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كانون قرآن مسجد ابوالفضل (ع) بوشهر

با سلام و عرض ادب به شما دوست عزیز. امید این دارم که همواره در زیر سایه ایزد منان موفق و موید باشید و با درج مطالبی که در وبلاگتان قرار می دهید ، ساعاتی ارزشمند برای بنده و دیگران فراهم آورید. بر بنده منت می گذارید اگر سری هم به وبلاگ ما بزنید تا از رهنمودهای شما استفاده کنیم. با آرزوی سعادت و بهروزی

محسني

سلام... کجایی؟ اصلا معلوم هست؟ زنده ایی؟ روبه راهی؟ ... آه... نیستی غصه م یاید مرا...

فاطمه

سلام احوال شما؟ مدتهاس به ما سر نمی زنید؟ شعر زیبایی بود مثل همیشه.... میلاد حضرت زهرا و روز مادر رو به شما و مادر گرامی تون تبریک میگم.[گل][خداحافظ]

محسني

طعمِ زندون تو چشامه پِلكات’ جدا كُن از هم پشتِ ميله ها اسيرم مْژه هات’ واكن از هم بويِ بارون، بويِ خاك، سهمِ من از بهار همينه برا زندونيِ خسته روز و روزگار همينه وقتي آفتابْ نبيني ، وقتي ماه نياد تو رْوزن برا تو فرقي نداره دنيا تاريكه يا روشن از كبوديِ صداها ، نفسِ برفْ مي‌فهمم از نگاهِ بي تفاوت معنيِ حرفْ مي‌فهمم نازنين فكرِ خودت باش وقتي دنيا پا نمي‌ده اين ضريحِ بي اِجابت كسي رْ شفا نمي‌ده تو بايد پرنده باشي ، سهمِ من چارتا ديواره عاشقي كُن كه پرنده فرصتِ عاشقي داره كاكايي سلام...خوبي...كجايي...نيستي...

محسنی

به به تبریکات صمیمانه منو بپذیرید... چرا اسیر؟...سعادت و نیک بختی است... در کنار هم جاودانه و همیشگی باشید...همواره با تلاش...[گل][گل][هورا][دست][تایید][لبخند]

سیدزاده

سلام می خواستم بنویسم اناربه روز است ولی بعدازخوندن کارتون یه جوری شاید منصرف شدم خیلی قشنگ بود خیلی

نادرترین غزل

سلام ×××××××××××××××××××××××××××× نگو خدا حافظ چه زود میگذرد وقت رفتن است انگار ××××××××××××××××××××××××××××× استفاده کردم و لذت بردم به روزم دوست من یه سری بزن یا هووووووووووووووووووو

حامد

این شعر مال عظیم زاع هست حتما"؟

فرزاد

سلام شعر قشنگی بود من این شعرو توی tv شنیدم.اگه لینک آهنگشو که خوندن دارین بهم میل میکنین؟ممنون میشم