دانم یقین که ماهرخی قاتل منست

 .....

رفتی و نام تو ز زبانم نمی‌رود
و اندیشه‌ی تو از دل و جانم نمی‌رود
گرچه حدیث وصل تو کاری نه حد ماست
الا بدین حدیث زبانم نمی‌رود
تو شاهدی نه غایب ازیرا خیال تو
از پیش خاطر نگرانم نمی‌رود
گریم ز درد عشق و نگویم که حال چیست
کاین عذر بیش با همگانم نمی‌رود
خونی روانه کرده‌ام از دیده وین عجب
کز حوض قالب آب روانم نمی‌رود
چندان چو سگ به کوی تو در خفته‌ام که هیچ
از خاک درگه تو نشانم نمی‌رود
ذکر لب تو کرده‌ام ای دوست سالها
هرگز حلاوتش ز دهانم نمی‌رود
از مشرب وصال خود این جان تشنه را
آبی بده که دست به نانم نمی‌رود
دانم یقین که ماه رخی قاتل من است
جز بر تو ای نگار گمانم نمی‌رود
آبم روان ز دیده و خوابم شده ز چشم
اینم همی نیاید و آنم نمی‌رود
از سیف رفت صبر و دل و هردم اندهی
ناخوانده آید و چو برانم نمی‌رود
                                                               سیف فرقانی

/ 9 نظر / 14 بازدید
نادر

مي روم تا دم سمساري ابليس هوس ************************** سلام دوست من.............................. به روزم با چند رباعي و يك شعر نو ضمنا پست جالبی بود خرم و پیروز باشی يا هوووووووووووووووووووو [گل][گل][گل][گل][گل]

مرد قبیله سوفی ها

بنام يار خوبان سلام همقبيله اي من مسرورم و مغرور از اينكه باز هم به صفحه هاي دلت آمدم ... خواندم و سرشار شدم ... " قبيله تان با گزیده ای از استاد حمید مصدق به روز شد " و اين من مثل هميشه بر سر در قبيله مي نشينم و چشم به راه حضور هميشگيت مي مانم ... هميشه هايت پاك و ساده در پناه حق يا علي [بدرود][گل]

دکتر داود بیات

با سلام و تشکر از محبت های همیشگیتون شعر زیبا ی سیف فرغانه رو خوندم و بهره مند شدم سیف از جمله شعرای قوی و بزرگی است که اسم شیخ سعدی از مطرح شدنشون جلوگیری کرده وگرنه از نظر قدرت شاعری در قرن هفتم کم از سایرین و حتی شیخ اجا سعدی نیست از شما هم بابت این حسن سلیقه تون متشکرم توفیقی رو باعث شدین تا با حضرت سیف دوباره رورو بشیم موفق با شین و همیشه سربلند با یه مثنوی از گذشته و یه پیشنهاد ... به روزم مزین که می فرمایین به روز شدین مطلع بفرمایین

((فردین))

سلام... با "یک پست متفاوت" و کمی شعر به روزم...قابل بدونید و سری بزنید ، در غیر اینصورت بابت اشغال فضا حلال کنید...

اسمون و ریسمون

[ماچ] ترسم به نام بوسه غارت کنم لبت را با عذر بی قراری این بهترین بهانه [ماچ] وبلاگ به نام بوسه منتظر حضور گرم توئه [چشمک] خودت بیا همه چی رو می فهمی[قلب] منتظریم دیر نکنی[ماچ] [گل][خداحافظ]

کمی پنجره

صدها هزار بار نوشتم تو را ولی هرگز سخن به روی زبانم نمی رود یک دم بیا و زردی رویم نگر... ببین اندوه و درد سرد گرانم نمی رود...

فاطمه قائدی

روزها به کام کارهای زیبایتان را خواندم و لذت بردم من به روزم با نقدی بر غزل پست مدرن و یک شعر سر که می زنید؟

رحمانیان

سلامی چو بوی خوش آشنایی به سفر نامه قونیه سر می زنید